• امروز پنجشنبه ۴ اسفند ۱۳۹۰
  • پایگاه اطلاع رسانی جواد کریمی

    Farsi/Persian (Iran)

    جلسه انصار حزب‌الله

    نامه الکترونیک چاپ PDF
    جواد کريمي قدوسي عضو کميسيون امنيت ملي در جلسه هفتگي انصارحزب‌الله‌تشريح‌ کرد:
    ارزیابی عملکرد مجلس هشتم در مواجهه با فتنه و جریان انحرافی

    جواد کریمی قدوسی نماينده مجلس شوراي اسلامي در جلسه هفتگي انصار حزب‌الله  به مناسبت فرارسیدن هفته بسیج  به سخنرانی پرداخت که متن کامل آن در پی می آید:

    تربيت جوانان خداجوي بسيجي، فتح‌الفتوح حضرت امام(ره) بود؛ اين فرمايش مقام معظم رهبري است. همه ما اين توفيق را داشتيم در اين ايام از مقطع تاريخ‌‌ شاهد بزرگترين تحول فرهنگي، اجتماعي و سياسي باشيم، آن هم در شرايطي که دنيا به سمت تاريکي و انحصار پيش مي‌رفت. 

    حرفي که چند روز قبل انگليسي‌ها به آن اذعان کردند، خيلي قابل توجه است. حرفشان اين بود که ديپلماسي‌اي که ايران در اين مقطع از تاريخ ارائه داده است در دنيا مشابه و نظير ندارد. 

    مردم؛ منشاء قدرت نظام اسلامي 

    واقعيت امر اين که امام(ره) منشأ قدرت را در جايگاه خودش قرار دادند که آن قدرت پروردگار متعال است و قدرت پروردگار تجلي‌اش در قدرت مردم است و مردم اگر به قدرت عظيم خودشان پي ببرند هيچ قدرتي بر آنها نمي‌تواند به پيروزي برسد و اين قدرت با دست خالي هم مي‌تواند دنيايي را فتح کند. اين الگوي جديد يا به قول انگليسي‌ها ديپلماسي جديدي بود که ايران خلق کرد و ارائه داد و با اين نوع ديپلماسي و فرهنگ که ما آن را فرهنگ بسيجي مي‌ناميم انقلاب به پيروزي رسيد. 

    امروز اگر يمني‌ها بخواهند پيروز بشوند، حداکثر به ۴۸ ساعت زمان بيشتر احتياج ندارند چون مسلح‌ترين مردم در منطقه خاورميانه يمني‌ها هستند؛ چرا که از آن نقطه به سراسر مناطق آفريقا سلاح قاچاق مي‌شود. ولي يمني‌ها معتقدند ما بايستي فقط با همان روشي که ايراني‌ها و امام(ره) انقلاب را به پيروزي رساندند، به پيروزي برسيم. همانطور که امام(ره) اجازه نداد کسي دست به اسلحه ببرد، چون اگر اسلحه بخواهد سرنوشت ملت را تعيين کند، خيلي‌ها به اسلحه نيازمند مي‌شوند که امکان تهيه براي آنان نيست و بعد مي‌گويند بهتر است که در خانه بنشينيم چون مسلح نيستيم. 

    فرهنگ بسيجي؛ الگوي ملتهاي مسلمان 

    الگوي بسيجي، الگويي است که ۳۳ سال ملت ايران را روي پا نگه داشت و منطق خودش را منشأ قدرت قرار داد و نه اسلحه و امکانا‌ت‌را. ايمان، منطق، ايثار و فداکاري، عشق‌و اميد، منشأ قدرت‌و اقتدار هستند. موقعي که مردم ليبي اين الگو را براي خود قرار دادند، اميد پيدا کردند و به پيروزي رسيدند. بحرين، مصر، و حتي جنبش وال‌استريت با اين الگو پيش مي‌رود و اين منطق کارش به جايي مي‌رسد که زرادخانه‌هاي هسته‌اي را در آمريکا نابود خواهد کرد و همان‌طور که شاه نتوانست از زرادخانه‌هاي خودش استفاده کند، دنيا به وسيله اين منطق به امنيت مي‌رسد و به همين جهت است که ما شاهديم در جمهوري اسلامي حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري روي حضور مردم در صحنه بويژه در زمان انتخابات تأکيد فراوان دارند و هر کس را هم مردم انتخاب مي‌کنند، نظام جمهوري اسلامي احترام وي را حفظ مي‌کند؛البته تا جايي که از آن شرطي که امام و مقام معظم رهبري موقع تنفيذ حکم رؤساي جمهوربيان مي‌فرمايند يا سوگندي که نمايندگان مي‌خورند، عدول‌نکنند. 

    تفکر بسيجي؛ قوي‌ترين منطق پويا
    اين تفکر بسيجي و اين نوع تربيت و منطق، توانمندي عرض اندام در همه ميادين را در ذات و جوهر خودش به همراه دارد. در زمان تهاجم نظامي اين قوي‌ترين منطق است براي اينکه يک تهاجم را به شکست بکشاند و اين منطق در دفاع مقدس توانست به پيروزي برسد. 

    همين را هفته گذشته در سفر يک روزه‌اي که به ليبي داشتيم در جوانان بسيجي ليبي و بويژه فاتح طرابلس - که يک جوان رشيد‌ با ۱۲۰۰ نفر مسلح آن شهر را فتح کرده بود - ديديم. 

    در عرصه جنگ نرم و براندازي خاموش باز اين منطق کارايي خودش را نشان مي‌دهد و ما کارآيي اين تفکر را در ‌۳۳ سال گذشته در تمامي عرصه‌ها و ميادين ديده و لمس کرده‌ايم. در دوره دفاع مقدس شاهد اوج آن بوديم که مقام معظم رهبري فرمودند بسيج که وارد ميدان شد سرنوشت جنگ را تغيير داد و امروز همه ما مديون اين مردم هستيم و بسيجياني که قريب ۳۰۰ هزار شهيد در دفاع مقدس تقديم اسلام کردند و امروز اقتدار نظامي ما ازا ين شجره طيبه و اين نوع تفکر است. چند سال قبل نشست مشترکي در بندرعباس با موضوع خليج فارس، کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي داشتيم. عزيزان بسيجي که در جلسه آمدند و گزارش دادند، مي‌گفتند در اين منطقه بويژه در تنگه هرمز نظام جمهوري اسلامي قدرت و اقتداري دارد که مي‌تواند بدون اينکه يک تير شليک کند، کاري‌ کند که حکم بنزين ريختن روي اقتصاد آمريکا را دارد که هر وقت مصلحت باشد اين کار صورت مي‌گيرد. ما اين تفکر را يک روز هم حتي خاموش و غافل نديده‌ايم.‌ امام فرمودند خطر آمريکا آنقدر جدي است که اگر غافل بشويد نابود مي‌شويد. دوستان در آن نشست مي‌گفتند ما بعد از قطعنامه يک روز را هم در اين منطقه غافل نبوده‌ايم و امروز اين اعتماد به نفس و ايمان قوي و آمادگي عالي وجود دارد. 

    عرصه جنگ نرم خطرناکترين عرصه است.‌‌ بيشترين اميد دشمن هم‌امروز و فرد براي زدن ضربه، ا همين عرصه است، شاهد بوديم همين چند هفته‌قبل براي حمله به ايران تاريخ هم تعيين کردند ولي بعد از چند روز خانم کلينتون گفت باز ما اميدمان به همان موج سبز در ايران است بايد آنها را حمايت کنيم. يعني همان فتنه‌گران و کساني که در داخل ستاد فتنه بودند و آمريکايي‌ها هيچ راهي جز اين ندارند و ناچار متوسل به اين کار شده‌اند؛ چرا که اينها حتي جرأت شليک يک تير سبک را هم به سمت ايران ندارند. 

    سه خطر بزرگي که نظام اسلامي را تهديد کرده است 

    نظام جمهوري اسلامي تا به حال در اين ۳۳ سال سه بار به خطر افتاده است؛ يکي دفاع مقدس و جنگ ۸ ساله بود، ديگري زماني که حضرت امام از ميان امت رفت و اگر نبود آن اعتقادات راسخ شيعه مي‌توانست امنيت کشور به خطر افتد که الحمدلله براي يک ساعت هم اين اتفاق نيفتاد و گر چه ديديم در آن ايام دشمنان حتي چمدانهايشان را بسته بودند تا به تهران بيايند. بار ديگري که امنيت ملي به خطر افتاد در فتنه ۸۸ بود که اينجا امنيت ملي چنان به چالش کشيده شد که مقام معظم رهبري از آن به عنوان کودتاي سياسي تعبير فرمودند؛ توسط کساني که قبلاً در چارچوب مقامات جمهوري اسلامي نقش داشتند، کساني که دو دوره رئيس‌جمهور و دو دوره رئيس مجلس و يا نخست‌وزير بودند، همين‌طور نمايندگاني از ادوار گذشته مجلس و حتي نمايندگاني از مجلس فعلي و معاونين و وزرايي از دولت‌هاي قبل که عضو ستاد فتنه بودند. 

    جنگ نرم زماني که بخواهد ضربه اساسي را وارد سازد بايستي اتاق فرماندهي داشته باشد و آن اتاق فرماندهي نمي‌تواند خارج از جمع کساني باشد که نفوذي در اداره کشور نداشته باشند. اين همان تکرار وقايع تاريخ است که مقام معظم رهبري در خطبه‌هاي ۱۴ خرداد در مرقد امام آن را ذکر کردند و فرمودند در آن زمان هم طلحه و زبير با علي‌ابن‌ابي‌طالب از سر جنگ درآمدند. هر جا که مقام معظم رهبري سراغ تاريخ رفتند، منظورشان اين بود که امروز هم ما گرفتار همان مقطع هستيم. 

    از اين جهت جنگ نرم خطرناک‌تر است. البته بخش کوچکي از جنگ نرم، رسانه‌هاي بيگانه و ماهواره و کتاب و ترويج فساد و فحشا و بي‌بند و باري و بدحجابي و غيره است ولي باز از اين ناحيه دل ما نمي‌لرزد و نگران نمي‌شويم و هر وقت اراده‌اي قوي حاصل مي‌شود مي‌توان اين پديده‌ها را مهار کرد ولي آنجايي که دل‌ها مي‌لرزد، جايي است که مي‌بينيم خواصي که بايستي پشت سر امت و ولي باشند در مقابل او ايستاده‌اند، و ملت و امت را تنها گذاشته‌اند و در يک حادثه سخت سکوت کرده‌اند که اميرمؤمنان حضرت علي(ع) فرمود: شما با سکوتتان باطل را ياري نکرديد ولي حق را ذليل کرديد و اين سکوت خواص چقدر به امير مؤمنان رنج داد. طلحه و زبير به جنگ با علي(ع) آمدند و تکليفشان روشن شد و سپاه امام به نبردشان رفت، ولي صبر سخت‌تر براي امام حسين(ع) آنجايي بود که مقام معظم رهبري در توصيف عاشورا سکوت‌ها و طعنه‌ها را به عنوان صبري سخت‌تر از شهادت و تشنگي بيان مي‌کنند و مي‌گويند براي امام حسين(ع) آن تشنگي و آن آتش زدن حرم اهل بيت و شهادت عزيزان و فرزندانش سخت بود ولي‌اينکه که برجستگان آن روز جهان اسلام مثل عبدالله جعفرها، عبدالله زبيرها، عبدالله عباس‌ها به امام مي‌گفتند اين کار را نکن و اين راه را نرو و ساکت باش، سخت‌تر بود براي امام. 

    سختي صبر بر انحراف خواص 

    در جمع خبرگان رهبري، مقام معظم رهبري در تفسير روايت اميرالمؤمنين که فرمودند در فتنه چون بچه شتري باشيد که نه شيري دارد که بدوشند و نه پشتي دارد که سوارش شوند، فرمودند معناي اين روايت اين نيست که در فتنه کنار کشيده و ساکت باشيد.


    مقام معظم رهبري در نهايت مي‌فرمايند آن خواصي که در اين حادثه سکوت کردند سکوتشان در طولاني شدن اين فتنه سهم داشت.تاآنجا که آن فتنه ۸ ماه طول کشيد و آن فاجعه در روز عاشورا به‌وجود آمد و آن همه دشمن به وجود آمد و آبروي نظام را بردند و نقطه نوراني رأي ۴۰ ميليون را مبدل به يک نقطه ضعف کردند. آنها تکليفشان روشن است که صلاحيت حضور در چارچوب نظام اسلامي را از دست داده‌اند؛ خواصي که سکوت کردند و دو پهلو حرف زدند و بد تحليل کردند، در طولاني شدن فتنه سهيم هستند. 

    خطرناک‌ترين گردنه انقلاب 

    فتنه خطرناکترين پيچ انقلاب در ۳۳ سال گذشته بود و ما سوگند خورده بوديم که از نظام دفاع کنيم. باز در اين حادثه هم بسيجيان و حزب‌اللهي‌ها گره از کار انقلاب گشودند که مقام معظم رهبري در قم سال گذشته فرمودند که خيلي از خواص در اين فتنه کم آوردند و مردود شدند ولي بسيجي‌ها ثابت کردند که به وظيفه‌شان به خوبي عمل خواهند کرد.


    در ۸ سال دفاع مقدس حضرت امام مهر تأييد بر عملکرد بسيجيان زدند که آن سال‌ها درس‌هايي از عاشورا بود، ولي سخت‌تر از عبرت‌هاي عاشورا پيش‌روي ما بود که بايستي عبرت مي‌گرفتيم. اين فتنه عظيم ميدان آزمايشي بود که آيا از عبرت‌هاي عاشورا عبرت گرفته‌ايم يا خير، اينجا هم مقام معظم رهبري مهر تأييد بر عملکرد بسيجيان زدند و آنها را در اين آزمايش قبول دانستند. 

    پرسش و پاسخ
    * آيا موضوع نامه آقاي بهزاد نبوي به خانم کلينتون درست‌است؟
    بنده چيزي در اين مورد نشنيده‌ام، اما چارچوب سياست اينها در فتنه‌رابطه‌شان با آمريکايي‌ها و بالعکس جزو مستندات مسلّم فتنه است و آمريکايي‌هاهم گفته‌اند ما راهي به جز حمايت از اينها نداريم؛ چرا که اينها فقط مي‌توانند در ايران به سياست‌ ما کمک کنند. 

    * ديپلماسي ايران اسلامي، امروز چقدر توانسته است تحولات منطقه و جهان اسلام را مديريت کند و آيا به نظر شما نمره قبولي مي‌گيرد؟
    ديپلماسي جمهوري اسلامي همچناني که رايج است يک ديپلماسي آشکار دارد و يک ديپلماسي پنهان. ديپلماسي آشکار جزو وظايف وزارت امور خارجه است و اين وزارتخانه هم در اين عرصه وظايف و اقدامات و تاکتيک‌هايش در شوراي عالي امنيت ملي بسته مي‌شود؛ مثلاً همين سفر آقاي صالحي به عربستان، اينکه چه بگويد و با چه هدفي برود، در شوراي عالي امنيت ملي تعيين مي‌شود و اين نيست که آقاي صالحي و معاونين او بنشينند و تصميم بگيرند و بعد هم سوار هواپيما‌ شوند و به عربستان بروند. اينکه به مصر برويم، به ليبي برويم و در تونس اينگونه عمل کنيم، همه براساس تدابير خاصي است که در اين فضا اتخاذ مي‌شود و اين ستاد کاملاً فعال است و قوي‌ترين اقدامات را هم در سطح جهان در بحث بيداري اسلامي جمهوري اسلامي ايران تشکيل داده و از آن خود کرده است. 

    نشست بيداري اسلامي و ارائه يک نقشه راه توسط مقام معظم رهبري در تهران و کنفرانس عظيم فلسطين که درآن مقطع حساس ، تاريخ فلسطين شکل گرفت در حالي بود که آمريکا آن سناريوي خبيثانه را در سازمان ملل طراحي کرده بود. آن هم تشکيل دولت فلسطيني در چارچوب طرح سازش با اسرائيل تا اينکه دولت فلسطيني به رسميت شناخته شود و متقابلاً جهان عرب و فلسطيني‌ها هم اسرائيل را به رسميت بشناسند. 

    در يک چنين فضاي احساسي که در سازمان ملل طراحي شده‌ و همه را هم جمع کرده بودند، اگر با تشکيل دولت فلسطين مخالفت مي‌کرديم، مي‌گفتند تشکيل دولت فلسطين در دنيا دو تا مخالف بيشتر ندارد؛ يکي ايران و ديگري اسرائيل است و اگر موافقت مي‌کرديم، مي‌گفتند بسم‌الله قسمت اول آن را قبول کرديد، قسمت دوم هم که قبول کشور صهيونيستي و دولت اسرائيل است را بايد قبول کنيد به رسميت بشناسيد. 

    در چنين مقطع حساسي، کنفرانس فلسطين را مقام معظم رهبري از قبل تدبير فرموده بودند و به موقع ‌آن را تشکيل دادند و آن جمله راهبردي «از نهر تا بحر» را که اين سرزمين متعلق به فلسطيني‌‌هاست را عنوان کردند و اسماعيل هنيه، همان فرمايش مقام معظم رهبري را تاييد کرد و خالد مشعل هم همين کار را کرد. 

    همينطور تشکيل شوراي مرکزي مجمع جهاني بيداري اسلامي که اخيراً در تهران تشکيل شد، تأثيرگذار و سرنوشت‌ساز است و همين منشأ عصبانيت آمريکاست. آمريکايي‌ها که عراق را اشغال کردند تا حاکمي از خودشان تعيين کنند و براي هميشه بمانند، کارشان به جايي رسيده که راضي شده‌اند چند نفر را در کشور عراق فقط براي آموزش نگه دارند. اين در حالي است که عراقي‌ها در پي امضاي تفاهمنامه امنيتي با آمريکايي‌ها بودند و اينجا جمهوري اسلامي به مددشان رفت و نگذاشت و به اينها اميد داد تا جايي که با خروج کامل آمريکايي‌ها در سال ۲۰۱۲ توافق کردند. 

    اينکه امروز شاهد در هم ريختن سنگرهاي کليدي و راهبردي آمريکايي‌ها در منطقه بويژه مصر و افغانستان و عراق هستيم، ناشي از ديپلماسي آشکار و پنهان جمهوري اسلامي با محور ولايت است که دولت‌ها هم قدم‌هايي برداشته‌اند. 

    * فرق بيداري اسلامي و بيداري انساني در چيست؟
    ما فقط بيداري اسلامي مي‌شناسيم و چيزي به نام بيداري انساني‌را انحراف از خط مقام معظم رهبري مي‌دانيم. 

    * چرا در زمان قبل از فتنه سال ۸۸ وزارت اطلاعات عملکرد قوي‌تري در جهت شناسايي عوامل فتنه از خود نشان نداد؟
    احکام اسلام حکم نمي‌کند به اينکه قبل از اينکه کسي دست به عملي بزند اقدامي صورت گيرد و مردم با مشاهده‌هاي عيني خودشان بايد به بصيرت برسند و اين با دستگيري زودهنگام سران فتنه امکان‌پذير نبود. البته احساسات ما اين را حکم مي‌کرد که بايد با سران فتنه صريح برخورد شود و زنداني شوند، ولي ديديم که چگونه زنداني شدند و با چه تدبير و روشي با حداقل هزينه‌ها و بدون قهرمان‌سازي اين کار صورت گرفت. 

    * عملکرد مجلس هشتم را چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟
    کارنامه مجلس هشتم را مقام معظم رهبري در آخرين ديدار با نمايندگان مجلس جمع‌بندي کردند. در چند جمله نکاتي را در مورد مجلس هشتم مطرح کردند که در ارتباط با مجالس گذشته بي‌نظير است و آن موضع‌گيري‌هاي مجلس و نمايندگان در بحث حوادث مهم و هجمه‌هايي که عليه انقلاب بود، است که با تعابير بسيار زيبا و برجسته و با کلمات افتخارآفرين از موضع‌گيري‌هاي مجلس هشتم تجليل کردند. 

    ايشان در يک جلسه خصوصي که حدود ۳۰ نفر از نمايندگان خدمت ايشان رفته بوديم به طور مشخص فرمودند که اين نوع ادبياتي که شما داريد،اين همان جوهر انقلاب است و‌ در جريان مواضع‌تان هستم. 

    لذا اين موضع‌گيري‌هاي قاطع مجلس مؤثر بود.‌ البته نه همه نمايندگان چرا که بعضي از اصولگرايان هم دو پهلو حرف زدند و حتي به نفع فتنه سياه‌نمايي کردند، اما قاطعيت مجلس در امر فتنه موجب جلب رضايت رهبري شد و کارنامه قبولي به مجلس دادند. ولي بارها و بارها ايشان به همان نکته‌اي که در کرمانشاه در جمع دانشگاهيان ايراد کردند، اشاره کرده‌اند که وظيفه رهبري آنجاست که ببيند انحرافي در اصول پيش نيايد و نه دخالت در همه امور، از قبيل وظايف رئيس‌جمهور و نمايندگان. 

    اين مطلب را آقاي مطهري در مجلس خواند و گفت اين را بايد با آب طلا بنويسيم. به او گفتم آيا شما همين حرف را قبول داري مگر آقا در چند مقطع در مجلس هشتم به من و شما پيغام ندادند که اگر نظر من را مي‌خواهيد، من مايلم کابينه يکپارچه رأي بياورد. 

    چون استراتژي فتنه بعد از انتخابات ۵ تاکتيک بود که آقاي هاشمي آن را مديريت مي‌کرد. اول شورش و بحران؛ دوم زير سوال بردن تنفيذ که عملاً اصحاب فتنه نيامدند و سوم در مراسم تحليف در مجلس هم نيامدند، چون دولت را مشروع نمي‌دانستند. چهارمين آن عدم رأي به کابينه و اينکه رأي نياورد. 

    آقا به آقاي لاريجاني نظرشان را راجع به کابينه گفته بودند ولي لاريجاني ضعيف اصلاع‌رساني کرد. وقتي چنين شد از طرف آقا يادداشتي آمد که اينگونه فرموده بودند: اگر مجلس نظر من را مي‌خواهد من مايلم کابينه يکپارچه رأي بياورد. در مورد صدارت بانوان به آقاي احمدي‌نژاد گفتند صدارت بانوان شبهه شرعي ندارد و شما تلاش کنيد نظر مراجع را در قم جلب کنيد. و چنين شد که کابينه رأي آورد. 

    پنجمين بحران استيضاح رئيس‌جمهور در مجلس بود که ماجراي طرح سؤال از رئيس‌جمهور در مجلس در راستاي همين بحران بود. 

    طرحي ديگري که در مجلس در راستاي اهداف فتنه‌گران در دست پيگيري بود، طرح انفکاک انتخاب رئيس بانک مرکزي از دولت و واگذاري آن به رأي نمايندگان مجلس شوراي اسلامي بود که اين طرح توسط آقاي باهنر و گرانمايه ارائه شده بود تا بانک مرکزي از زير نظر دولت خارج و تحت نظر اقتصاددانان و بخش خصوصي قرار گيرد، به اين بهانه که ممکن است بانک مرکزي تحريم شود و لذا اگر بانک مرکزي دولتي نباشد تحريم نمي‌شود.
    در اين باره هم رهبري پيغام دادند ولي توجه نشد. در زمان رأي‌گيري هم سيستم رأي گيري در مجلس براي اولين بار به يک باره قطع شد وليکن بعد از ناهار و نماز متوجه شديم که طرحي برخلاف آيين‌نامه گنجانده بودند که رياست بانک مرکزي بايد در مجلس رأي اعتماد بگيرد. اين در حالي است که قانون اساسي مي‌گويد فقط اعضاي کابينه بايد از مجلس رأي اعتماد بگيرند. 

    خلاصه اين طرح در مجلس رأي آورد وليکن شوراي نگهبان آن را رد کرد. ولي دوباره در مجلس پافشاري کردند و به مجمع تشخيص رفت و در مجمع تشخيص هم تصويب نشد؛ به ناچار تصويب کردند که رياست بانک مرکزي در جلسه‌اي که سران سه قوه حضور دارند با رأي سران سه قوه تعيين شود که بلافاصله دفتر مقام معظم رهبري پيغام دادند که اين مصوبه ابلاغ نشود و به صدا و سيما هم گفتند اعلام نشود و بعد نامه مقام معظم رهبري آمد که فرمودند اين بند به گونه‌اي اصلاح شود که عزل و نصب رياست بانک مرکزي در اختيار رئيس‌جمهور باقي بماند.
    درصدد اين بودند که قدرت اقتصادي را از دست دولت بيرون آورند و آن را در حوزه‌اي ببرند که نفوذشان در بخش خصوصي عرض اندام بيشتري دارد. 

    اتفاقات اينچنيني در مجلس رخ داده است ولي سر جمع در اين فتنه وجود اين مواضع محکم از افراد توانست فتنه را در نهاد مجلس مهار کند، در حالي در هيئت رئيسه و شخص آقاي لاريجاني فرمانش به آن طرف بود و در جلسات غيرعلني در روزهاي اول فتنه به گونه‌اي تحليل مي‌کرد که فتنه پيروز است و به مقام معظم رهبري هم اين‌گونه گفت که روز قدس يکي شما بوديد و يکي هم سبزها و همين‌طور ديگران ولي بحمدالله تا الان به خير گذشته است. 

    * نظر شما در مورد جريان فتنه و انحراف چيست؟ 

    انحراف و فتنه دو روي يک سکه‌اند و از همديگر جدا نيستند؛ به گونه‌اي که در ۴ مبنا نقطه نظر مشترک دارند و اين نشان مي‌دهد که از يک منشأ فکرشان نشأت مي‌گيرد؛ فتنه و انحراف در مباني اعتقادي جمهوري اسلامي يعني هر دو مقابل تفکر امام و مقام معظم رهبري صف‌آرايي کرده‌اند. دوم اين که هر دو در مباني مسائل فرهنگي مروج اباحي‌گري و بي‌بند و باري و بدحجابي و در عرصه هنر و سينما نقطه نظر مشترک دارند و به همين منوال هم عمل کرده‌اند. 

    هماهنگي جريان فتنه و انحرافي در برقراري رابطه با آمريکا 

    سوم اينکه در مباني سياست خارجي هر دو طرفدار و تلاش‌گر در جهت برقراري رابطه با آمريکا هستند.
    آقاي دکتر فيروز‌آبادي مي‌گفت زماني که آقاي هاشمي رئيس جمهور بود، سه بار مرا خواست و گفت در شوراي عالي امنيت ملي همه معتقدند و نظر دارند که بايد رهبري در برابر آمريکا کوتاه بيايد و فقط شما مانده‌ايد... که من مخالفت کردم و اين موضوع را به مقام معظم رهبري گفتم. 

    اتفاقا آقاي هاشمي خدمت حضرت آقا مي‌رود و همين را مي‌خواهد و به مقام معظم رهبري مي‌گويد که شوراي عالي امنيت ملي اتفاق نظر دارند که شما در برابر آمريکا بايد کوتاه بياييد و حضرت آقا مي‌فرمايند خير اجماعي در کار نيست، آقاي فيروز‌آبادي خودشان به من گفته است که من مخالفم. 

    اين اواخر هم آقاي هاشمي اعتراف کرد که ما مي‌خواستيم با آمريکا رابطه برقرار کنيم ولي رهبري نمي‌گذاشتند. تلخي برخورد ما با آمريکايي‌ها به خاطر مخالفت ايشان بود و الا رابطه ما با اروپايي‌ها برقرار شد و حتي در پاکستان ملک عبدالله در ماشين ما سوار مي‌شد. 

    بعد در ماه مبارک رمضان امسال در ديدار مسئولان نظام دو سوم فرمايشات مقام معظم رهبري در پاسخ به اين اظهارات منحرفانه آقاي هاشمي بود و به صراحت فرمودند که در آن زماني که شما با اروپايي‌ها خوش و بش مي‌کرديد، شما را در دادگاه ميکونوس محکوم کردند و از همين حسينيه به آنها سيلي نواخته شد. سفراي اروپايي رفتند بعد که مي‌خواستند برگردند حضرت آقا آنها را معطل نگه داشتند و بعد فرمودند که بياييد ولي سفير آلمان نيايد. 

    چهارمين بحث مشترک فتنه و انحراف اينکه در مباني سياسي دنبال ريشه‌کن کردن تفکر اصولگرايي هستند. تفکر اصولگرايي هم همان تفکر اسلام ناب است که امام(ره) داشتند و امروز بسيجيان دارند. 

    در مورد سوال از رئيس‌جمهور، متاسفانه خود آقاي احمدي‌نژاد بيشترين کمک را کرد که مجلسي‌ها جرات کردند طرح را بياورند و تا قبل از خانه‌نشيني رئيس جمهور درگوشي از اين حرفها مي‌زدند، ولي امضاي اين طرح را در همان روزهاي خانه‌نشيني احمدي‌نژاد جمع کردند. کسي که اين قدر با نذر و نياز و عشق و علاقه مردم آمده است، اين خطاهاي استراتژيک را هم داشت. 

    * چرا ايران با دشمني عربستان در تصويب قطعنامه عليه ايران مقابله نمي‌کند؟ 

    امروز راهبرد آمريکا در منطقه اين است که ايران در اولويت اول با عربستان درگير شود يا با ترکيه؛ چرا که تنها راه برون رفت آمريکا از اين بحران عظيم در منطقه و مهار بيداري اسلامي و آن قضايا‌ي‌درون‌آمريکا اين است که جنگي در منطقه رخ دهد. 

    همه طراحي‌ها، بحث هسته‌اي، حقوق بشر، همه و همه به خاطر عصبانيت شديد آمريکا از اين تحولات است و همه جا هم مي‌بينيد که حرف اول و آخر دست ايران است و ايران بازي آنها را در منطقه به هم ريخته است و ايران هم راهبردش اين است که فضاي منطقه را به گونه‌اي مديريت کرده و با اين جنگ نرم طوري مقابله کند که روند طبيعي بيداري اسلامي راه خودش را طي کند. 

    بنابراين ضمن اينکه عربستان در مقابل ما کاملا در حال بازي است و واقعا هم يک دشمن سرسخت و بزرگترين مانع است ولي امروز راهبرد ما خنثي‌سازي راهبرد آنهاست و به وقتش ان‌شاءالله آن جريان داخلي در عربستان هم کار خودش را خواهد کرد. 

    * در مورد توافق امنيتي ايران و سوريه توضيح دهيد. 

    حقيقت اين است که بيداري اسلامي خيلي‌ها را از خواب بيدار کرده است از جمله چين و روسيه و اينها نگران تحولات در کشور خودشان هستند و يک انگيزه آنها در نزديکي با ايران و هماهنگ شدن در اين قطعنامه‌ها اين مسائل است و ارتباط با ايران را براي خودشان سرنوشت‌ساز مي‌دانند و در اين قطعنامه شوراي حکام، بيشترين همکاري‌ها و تاثيرگذاري‌ها را روسيه و چين داشتند؛ ضمن اينکه کشورهاي جنبش عدم تعهد هم خيلي خوب از ايران حمايت کردند و قطعنامه ۴بار تعديل شد و قطعنامه‌اي مشابه همان چيزهايي که ما قبلا گفته بوديم، تصويب شد. 

    به هر صورت تحولات عظيم منطقه، باعث توجه در روسيه شده است و پوتين کسي است که دوباره پا به عرصه قدرت مي‌گذارد و او برخلاف مدودف نظر منفي نسبت به آمريکا و اروپا دارد. احزاب روسيه که آمده بودند، حرفشان در تهران اين بود که ما مدودف را آورديم ولي متاسفانه به غرب گرايش پيدا کرده و ما از او ناراضي هستيم.